زیبا بود

بدگمانی ها و کینه ها روز به روز دارد بیشتر می شود و فضای دوقطبی و نگاههای رادیکال لحظه به لحظه دارد قدرت افزونتری پیدا می کند.
طبیعی است که در چنین فضایی، آن که از ریخت من آخوند خوشش نمی آید و احساس می کند باعث و بانی سیاهی روزگارش هستم آرزو داشته باشد یک روز همه آخوند ها را از تیرهای برق خیابان انقلاب آویزان کند و خیالش آسوده شود و آن که بسیجی و حزب اللهی است با خود بیاندیشد که کاش می شد همه بی حجاب ها و سگ دارها را به دریاچه نمک قم بریزیم و شرشان را بکنیم و خلاص!
کاش در هر دو طرف کمی عقل و تدبیر و فهم به جای جوشش احساسات و غلیان عواطف نصیبشان می شد تا بفهمند که نه این جماعت می توانند آخوندها را از تیر برق آویزان کنند و نه آن جماعت می توانند دیگران را به دریا بریزند!
بخواهیم یا نخواهیم ما باید تفاوت های طبیعی و انسانی را بپذیریم و با هم زندگی کنیم و تحمل همدیگر را داشته باشیم!
...خط قرمزها و ضوابط و اصول به جای خود محفوظ است و هیچکس نمی تواند از آنها عبور کند، اما در عین پافشاری بر مبانی و قواعد بنیادین باید بفهمیم که راهی جز گفتگو، آشنایی، پذیرش دیگران، حق دادن به مخالفان، تعامل و تحمل نیست. ...امروز بدترین خیانت ترویج خشونت و پررنگ کردن شکاف ها و فاصله هاست و بهترین خدمت تلاش برای نزدیک کردن دلها و کاهش گسست اجتماعی.
اگر انقلابی هستید و دیدگاه دینی و اعتقادی دارید این رویکرد را جهاد بزرگ خود بدانید و اگر انقلابی نیستید و از منظر ایدئولوژیک نگاه نمی کنید بپذیرید که ایران عزیز ما امروز در معرض آسیب و خطر جدی است و عقل و خرد انسانی حکم می کند که دست در دست هم برای این تهدیدها چاره اندیشی کنیم!
یکایک ما باید روزی به خداوند پاسخ دهیم که چرا به جای مهربانی و لبخند و گل و شیرینی به سراغ فریاد و خشم و داغ و درفش رفته ایم و پیش از آنکه خداوند بخواهد از ما پرسش کند باید به نسل های آینده و فرزندانمان جوابگو باشیم که پیشاروی این همه نگرانی بی آبی و آسیب های اجتماعی و بحران اقتصادی و تهدید دشمن خارجی چرا خودخواهانه به دعواهای کودکان سرگرم بوده ایم؟

/ 0 نظر / 53 بازدید