دوستم می گفت :محبت ظهور جَذبه حُسن است که خود حُسنِ جذاب است !!!

گفتم یعنی چه؟

گفت : هرگاه تو یک زیبایی (حُسن) ببینی دلت ( پس کار دل است ) به سوی آن گرایش پیدا می کند، هنگامی که این گرایش در دل پیدا شد حُبّ (دوستی) بوجود آمده است.

گفتم : خوب ادامه اش که خود حسن جذاب است یعنی چه ؟

گفت : بماند برای بعد امّا بدان...............ادامه مطلب


دوستم می گفت :محبت ظهور جَذبه حُسن است که خود حُسنِ جذاب است !!!

گفتم یعنی چه؟

گفت : هرگاه تو یک زیبایی (حُسن) ببینی دلت ( پس کار دل است ) به سوی آن گرایش پیدا می کند، هنگامی که این گرایش در دل پیدا شد حُبّ (دوستی) بوجود آمده است.

گفتم : خوب ادامه اش که خود حسن جذاب است یعنی چه ؟

گفت : بماند برای بعد امّا بدان:

تقسیم‌ دوستی انسانی‌
به‌ واقعی و مجازی:

 بطور کلی‌ محبت انسانی‌ به‌ دو قسم‌ تقسیم‌  می‌گردند:

1. دوستی حقیقی‌: که‌ عبارت است‌ از دوستی‌ نسبت‌ به‌ خدا و صفات‌ و افعال‌ او از آنجهت‌ که‌ وابسته‌ به‌ اوست‌.

2. دوستی‌ مجازی‌:  که‌ به‌ هر دوستی‌ نسبت‌ به‌ غیر خدا اطلاق‌ می‌شود.

 اهم‌ محبت های‌ مجازی‌ بقرار زیرند:

1. محبت‌ به خانواده و علت آن‌ بقای نسل‌ و حفظ‌ نوع‌ است‌.

2. محبت‌ رؤسا نسبت‌ به‌ ریاست‌ و حرص‌ آنها در بدست‌ آوردن‌ آن‌ و تلاش‌ در حفظش‌ که‌ گویی‌ بطور غریزی‌ در طبع‌ و نفس‌ آنها نهاده‌ شده‌ است‌ و حکمت‌ آن‌ ، برتری‌ طلب‌  ‌بودن انسان است‌.

3 محبت‌ بازرگانان‌ و متمولان‌ برای‌ کسب‌ مال‌ و طمع‌ بر جمع‌ و ذخیره‌ آن‌. این‌ نیز
گویا جزو طبیعت‌ آنهاست‌ و حکمت‌ آن‌ مصلحت‌ دیگران‌ و کسانی که‌ بعد از آنها می‌آیند
می‌باشد.

4. محبت‌ علما و دانشمندان بر استخراج‌ علوم‌ و گردآوری‌ و نشر کتب‌ و تحقیق‌ برای‌ کشف‌ اسرار و پیچیدگیهای‌ آن‌ و آموزش دانش آموزان و ارائه‌ به‌ انسانهای‌ مستعد است‌.

این‌ هم‌ فطری‌ است‌ و حکمت‌ آن‌ زنده کردن جامعه ودور نمودن آن از نادانی است و انگیزه‌ آنها مرگ‌ جهالت‌ و هشیار ساختن‌ انسان‌ از خواب‌ غفلت‌ و فراموشی‌ است‌.

5. محبت‌ صنعتگران‌ در ارائه‌ صنایع‌ و شوق‌ آنان‌ بر تکمیل‌ و تزیین‌ و بهتر ساختن‌ آنهاست‌. این‌ نیز غریزی‌ بنظر می‌رسد و در آن‌ مصلحت‌ مردم‌ و نظم‌ جامعه‌ نهفته‌ است‌.

6. محبت‌ صاحبان‌ ذوق‌ به‌ زیبایی ها‌.

7. محبت بر اساس همنشینی و مُجالست.

8. محبت همسالان بخصوص کودکان.

9. محبت بر اساس سنخیت مثل محبت ایرانیان خارج از کشور به هم و سنخیت ، شامل خیلی چیز ها می شود.*

این‌ دوستیها در بین‌
مردم‌ شیوع‌ دارد و حکیمان‌ برای‌ هر کدام‌ حکمتی‌ ذکر می‌کنند. محبت‌ به‌ زیبایی
ها‌ که‌ در حالت‌ شدید نام‌ عشق‌ بخود می‌گیرد گاهی‌ بعلت‌ برخورد با مسائل‌ ارزشی‌،
دینی‌ و اخلاقی‌ همیشه‌ جای‌ بحث‌ و تأمل‌ بوده‌ و پیرامون‌ آن‌ نقد‌ مختلف‌ صورت‌
گرفته‌ است‌. ملاک‌ عشق‌ خوب‌ و پسندیده‌ از عشق‌ بد و ناپسند، مسلماً متوجه‌
متعلّق‌ و نتایج‌ و آثار مترتب‌ بر آن‌ است‌. از اینرو گفته‌اند شرافت‌ دوستی به‌
شرافت‌ محبوب‌ است‌ و نوع‌ محبت هر کس نیز بستگی‌ به‌ درجه‌ وجودی‌ و شرافت‌ آن‌ شخص‌ دارد. بنابرین از محبوب ‌، هم‌ شرافت‌ محبت را می‌توان‌ شناخت‌ و هم‌ درجه‌ شرافت‌ و مرتبه‌ وجودی‌ مُحبّ را.

*آیا بین انسان و خدا سنخیت وجود دارد؟ می دانیم خداوند در داستان خلقت انسان فرمود : ونفختُ فیه من روحی

در وجود ما چیزی از روح خدا وجود دارد، پس نمی توانیم منکر سنخیّت شویم .

بعضی وقت ها سنخیت را به دست خودمان مخدوش می کنیم و از آن الهی گونه بودن خارج می شویم.

عشق‌ حقیقی‌اسـت‌ مجازی‌ مگیـر               ایـن‌ دم‌ شیر است‌ بــه‌ بازی‌ مـگیـر

با استناد به‌ حدیث‌ قدسی‌ «من‌ طلبنی‌ وجدنی‌ ومن‌ وجدنی‌ احبّنی‌ و من‌ أحبّنی‌ عشقنی‌ و من‌ عشقنی‌ عشقته‌» اطلاق‌ عشق‌ را بر خداوند تبارک‌ و تعالی‌ جایز می‌شمرد و ابن‌ سینانیز بر همین‌ مبنا در رساله العشق‌ کاربرد لفظ‌ عشق‌ را به‌ خداوند بلا مانع‌ می‌داند اما دوستم که آخر سخنش بود از به کار بردن لغت عشق برای خداوند متعال طفره رفت .زیر لب می گفت:

زنده شو این مردگی آخر به کی؟                گرم شو افسردگی آخر به کی؟

 یا دَاودُ، مَن أحَبَّ حَبیباً صَدَّقَ قـَولـَهُ وَ مَن رَضِیَ بـِحَبیبٍ رَضِیَ فِعلـَه وَ مَن وَثِق بـِحَبیبٍ إعتـَمَدَ عَلیهِ وَ مَن إشتاقَ إلـَی حَبیبٍ جَدَّ فِی السّیرإلیهِ

یا داودُ، ذِکری لِلذاکِرینَ وَ جَنـَّتی لِلمُطیعِینَ وَ حُبّی لِلمُشتاقینَ وَ أنا خَاصَّةلِلمُحِبـِّینَ

یا داودُ! بـِی فـَافرَح وَ بـِذِکـری فـَتـَلـَذّذ وَ بـِمُنـَاجَاتِی فـَتـَنـَعَّم

و فی مُسَکّن الفؤاد
للشَّهیدِ الثَّانی أوحَی اللهُ [تعالی] إلَی بَعض الصِّدِّیقینَ: أنّ لی عِباداً مِن عِبادِی
یُحِبّونی وَ أحِبّهُم وَ یَشتَاقونَ إلیّ وَ أشتاقُ إلیهم وَ یَذکُرونَنی وَ
أذکُرُهُم فَإن أخذتَ طریقَتَهُم أحبَبتُکَ وَ إن عَدلتَ عَنهُم مَقَتُّکَ، فقالَ: یا ربِّ مَا عَلاماتُهُم؟
قال: یُراعُونَ الظـّلالَ بالنَّهار کَمَا یُراعِی الشّقیقُ

غَنَمَهُ و یَحنّونَ إلَی
غُروبِ الشّمسِ کَما یحِنّ الطّیرُ إلی أوکَارهَا فإذا جَنّهُم اللَّیلُ وَ
اختَلَطَ الظّلامُ وَ فُّرشَت الفَرشُ وَ نُصِبَتِ الأسرَةُ وَ خَلَی کُلُّ حَبیبٍ
إلی حَبیبهِ نصَبُوا إلَی أقدَامِهِم وَ فَرَشُوا وُجُوهَهُم وَ نَاجُوا بکَلامی
وَ تُمَلِّقُونی بأنعامی فَبَینَ صَریخٍ وَ بَاکٍ وَ مُتَأوّهٍ وَ شَاکٍ وَ بَینَ
قَائمٍ وَ قَاعِدٍ وَ بَینَ رَاکِعٍ وَ ساجد

پیامبر اکرم می فرماید: کسی که از ذلّت و خواری گناهان بیرون رفت و به سوی سربلندی پیروی از دستورات خداوند رفت، خدا اورا مونس خودش می کند.شاید به همین دلیل است که در تاریخ نوشته اند امام سجاد (ع)  مثل این روزها فقط با خدا حرف می زدند،و فقط دعامی خواندند.خدایا من محبت تو را می خواهم اللّهم إنّی أسئلک حبّک و حبّ من یحبّک و کلّ عمل یقربنی إلیک و دوست دارم محبت هرکس که تورا دوست داردو........ دوستم اشک می ریخت و این ها را می گفت و بدون خداحافظی رفت در حال خودش بود دلگیر نشدم و منتظرم اورا باز ببینم.

این چه زخم است
  که جز ناله ندارد مرهم

این چه درد است
  که جز ناله ندارد درمان

 

 

 

 



تاريخ : ۱۳٩٢/۸/٢٦ | ٦:۳٢ ‎ب.ظ | نویسنده : محمود - میم | نظرات ()
  • وبلاگ شخصی