1- در سوره انفال و سوره نساء به اهمیّت و جایگاه نماز در قرآن اشاره شده است.

2- بر اساس آیات سوره ی انفال کسانی که بر خداوند توکل می کنند و نماز می خوانند و انفاق می کنند مومنان واقعی هستند.

3- بر اساس آیه ی 103 سوره نساء ( إنّ الصّلاة کانت علی المومنین کتابا موقوتا )

الف ) نماز برای مومنان حکمی واجب است 

ب) در زمان های معین انجام می شود

4- کلمه صلاة ، سه بار در آیه ی 103 سوره نساء آمده است .

5- در سوره طه درباره وقت نماز  این گونه بیان شده است :

 

 

فَاصْبِرْ عَلَی مَا یَقُولُونَ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّکَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَقَبْلَ غُرُوبِهَا وَمِنْ آنَاء اللَّیْلِ فَسَبِّحْ وَأَطْرَافَ النَّهَارِ لَعَلَّکَ تَرْضَی

پس در برابر آنچه می گویند شکیبایی پیشه ساز و پیش از طلوع خورشید و قبل از غروب آن همراه با ستایش پروردگارت، او را تسبیح کن و در بخشی از ساعات شب و در اطراف روز

 

 

 ادامه مطلب.......


 

1 - کافران، پیامبر(ص) را با گفته های خویش، مورد آزار و فشار روحی قرار می دادند.

فاصبر علی مایقولون

توصیه خدا به پیامبر(ص) مبنی بر صبر در برابر گفته های کافران، حکایت از آزردگی آن حضرت در برابر گفته های آنان دارد.

 

2 - کافران، با مطرح ساختن تأخیر عذاب و نازل نشدن آن، پیامبر(ص) را در فشار روحی و تبلیغاتی قرار می دادند.

فاصبر علی مایقولون

مراد از «مایقولون» ـ به قرینه آیه قبل ـ سخنانی است که کافران از سر استهزا در رابطه با عدم نزول عذاب و دیگر وعده های پیامبر(ص) ابراز می داشتند.

 

3 - صبر در برابر گفته ها و فشارهای تبلیغاتی و روانی کافران، فرمان و توصیه خداوند به پیامبر(ص)

فاصبر علی مایقولون

 

4 - نزول آیات در باره فلسفه مهلت دهی به کافران، موجب تسلّی خاطر و صبر پیامبر(ص) در برابر فشارهای تبلیغاتی کافران

و لولا کلمة سبقت ... فاصبر علی مایقولون

«فاصبر» عطف و تفریع بر آیه قبل است; یعنی، حال که تأخیر عذاب از سر اهمال نیست بلکه امری قانون مند است، بنابراین تحمل کن. دراین مجموعه، خداوند با بیان فلسفه امهال و سنت های حاکم بر تاریخ، زمینه تسلّی خاطر پیامبر(ص) و مؤمنان را فراهم کرده است.

 

5 - آگاهی از سنت های الهی و فلسفه آن، زمینه ساز صبر و تحمل بیشتر درسختی ها و نگرانی ها

و لولا کلمة ... فاصبر علی ما یقولون

 

6 - پیامبر(ص) و مؤمنان، موظف به تسبیح و حمد پروردگار، پیش از طلوع و غروب خورشید

و سبّح بحمد ربّک قبل طلوع الشمس و قبل غروبها

«باء» در «بحمد ربّک» یا برای مصاحبت است و یا استعانت. در هر صورت، فرمان به حمد و تسبیح با هم است. خطاب «سبّح» گرچه مربوط به پیامبر(ص) می باشد، ولی آیات بعد، قرینه ای بر منحصر نبودن این تکالیف به آن حضرت است.

 

7 - تسبیح و حمد پروردگار در برخی از اوقات شب و در دو طرف روز، از وظایف پیامبر(ص) و مؤمنان

و من ءانآ یِالّیل فسبّح و أطراف النهار

«آناء» به معنای «ساعات و اوقات» است و «من» معنای تبعیض دارد. بنابراین «من آناء اللیل»; یعنی، پاره هایی از شب را به تسبیح و تحمید بگذران. «بحمد ربّک» در صدر آیه، قرینه براین است که این تسبیح نیز باید با حمد همراه باشد.

 

8 - لزوم ذکر و تسبیح خداوند و توجه به او در همه اوقات

فسبّح ... قبل طلوع ... ءانآ یِالّیل ... أطراف النهار

هر چند که در این آیه، اوقات خاصی در شبانه روز برای تسبیح پروردگار معین شده است; ولی با توجه به کثرت این موارد، به نظر می رسد هدف، به یاد خدابودن و تسبیح او گفتن در همه فرصت ها است.

 

9 - انسان در شرایط سخت، برای کسب تحمل بیشتر، به تسبیح و یاد خدا نیازمند است.

فاصبر علی ما یقولون و سبّح بحمد ربّک

توصیه به تسبیح، پس از فرمان به «صبر»، نشانگر نقش تسبیح در توانمند شدن بر صبر است.

 

10 - تسبیح و حمد مداوم پروردگار، از راه های مقابله مؤمنان با تبلیغات کافران علیه خدا و دین

فاصبر علی ما یقولون و سبّح

 

11 - تسبیح و ستایش پروردگار، پیش از طلوع و غروب آفتاب، دارای ارزش و آثاری ویژه است.

و سبّح بحمد ربّک قبل طلوع الشمس و قبل غروبها

 

12 - تسبیح و ستایش پروردگار، در پاره هایی از شب و نزدیک صبح و پس از غروب، دارای آثار و ارزشی ویژه است.

و من ءانآیِ الّیل فسبّح و أطراف النهار

مراد از «اطراف روز» آغاز و پایان آن است و جمع آمدن آن، یا به خاطر توافق لفظی با «آناء اللیل» است و یا برای شمول لحظات متعددی از اول و آخر روز است تا توسعه وقت را برساند; یعنی، ذکر و دعا در لحظه های اول و آخر روز، مخصوص اولین لحظه روز و آخرین لحظه آن نیست.

 

13 - لحظه ها و اوقات شبانه روز، در شایستگی برای ذکر و دعا با هم برابر نیستند.

و سبّح بحمد ربّک قبل طلوع ... ءانآیِ الّیل فسبّح و أطراف النهار

 

14 - تسبیح خداوند (منزه دانستن او از هر نقص)، سزاوار است همواره با ستایش او و آراسته دانستن او به هر کمال همراه باشد.

و سبّح بحمد ربّک

چنانچه «بحمد ربّک» حال برای فاعل «سبح» باشد، مفاد جمله چنین می شود: خدا را تسبیح کن، در حالی که او را حمد و ستایش می کنی.

 

15 - تسبیح خداوند به وسیله ستایش او بر صفات کمالی اش، روشی نیکو در تسبیح است.

فسبّح بحمد ربّک

در برداشت یاد شده «باء» در «بحمد ربّک» برای استعانت گرفته شده است.

 

16 - توجه به تدبیر خداوند و قانون مند بودن عذاب ها و کیفرهای او، برانگیزنده انسان به تسبیح و ستایش او در همه حال

و لولا کلمة ... بحمد ربّک

 

17 - تسبیح و تنزیه پروردگار، باید با ستایش هایی باشد که او خود را با آنها ستوده است.

فسبّح بحمد ربّک

در باره اضافه «حمد» به «ربّ»، دو وجه ادبی احتمال می رود: 1ـ حمد به فاعل خود اضافه شده باشد. 2ـ حمد به مفعول خود اضافه شده باشد. برداشت یاد شده مبتنی بر وجه اول است و مفاد آن این است که خدای خویش را، با حمدی که او خود را به آن ستوده است تسبیح کن.

 

18 - نمازهای یومیه، مشتمل بر تسبیح و تحمید پروردگار و تشریع شده در مکه، پیش از هجرت

و سبّح ... قبل طلوع ... ءانآیِ الّیل فسبّح و أطراف النهار

این آیه، با اوقاتِ چهار نماز تناسب دارد: صبح (قبل طلوع الشمس)، عصر (قبل غروبها)، صبح و مغرب (اطراف النهار) و عشا (من آناء اللیل). برخی با توجیه (أطراف النهار) به این که وسط روز نیز طرف آن است، نماز ظهر را نیز مشمول آیه دانسته اند; ولی چون سوره «طه» در مکه و پیش از سوره «اسرا» ـ که حکم نماز ظهر در آن آمده ـ نازل شده است، می توان گفت که نماز ظهر را مطرح نکرده است.

 

19 - پذیرش مقدرات الهی با دیده رضایت و خشنودی، بازتاب شکیبایی و بی عیب و نقص خواندن خداوند در ساعات شبانه روز

و لولا کلمة سبقت من ربّک ... و سبّح بحمد ربّک ... لعلّک ترضی

متعلق کلمه «ترضی» به قرینه آیه قبل ـ سنت امهال کافران است و مفاد آیه این است که به وسیله صبر و تسبیح و مداومت بر ثنای خداوند، محبت کارهای او در نفس انسان رسوخ می کند. در نتیجه مهلتی که به کافران داده می شود و نیز دیگر سنت های الهی را خواهد پسندید. حرف «لعلّ» نیز بیانگر به وجود آمدن زمینه رضایت، پس از تسبیح مکرر است.

 

20 - انسان باید به تمام خواسته ها، تدبیرها و سنت های خداوند خشنود باشد و آنها را از هر عیب و نقص مبرا بداند.

لعلّک ترضی

 

21 - مقام رضا، موقعیتی رفیع و ارزش مند و وصول به آن دشوار است.

فاصبر ... و سبّح بحمد ربّک ... لعلّک ترضی

مسبوق شدن «ترضی» به حرف ترجی «لعلّ» و نیز برنامه ذکر شده در آیه برای هر شبانه روز، از موقعیت والای مقام رضا و دشواریِ رسیدن به آن حکایت دارد.

 

22 - نیل پیامبر(ص) به مقام رضا، درگرو صبر، تسبیح و حمد مداوم پروردگار

فاصبر ... و سبّح ... لعلّک ترضی

 

23 - پیامبر(ص) نیز در زندگی خویش از تکامل معنوی برخوردار بود.

فاصبر ... لعلّک ترضی

 

24 - رضایت خاطر و آرامش درون، از ثمرات تسبیح و تحمید خداوند در فرصت های مختلف شبانه روز *

و سبّح بحمد ربّک ... لعلّک ترضی

ممکن است رضایت مطرح شده در این آیه، مقابل دل گیری حضرت رسول(ص) از سخنان کافران باشد که در صدر آیه مطرح بود. در این صورت مقصود، رضایت خاطر و آرام یافتن درون خواهد بود.

 

25 - «اسماعیل بن الفضل قال: سألت أباعبداللّه(ع) عن قول اللّه عزّوجلّ: «و سبّح بحمد ربّک قبل طلوع الشمس و قبل غروبها» فقال: فریضة علی کلّ مسلم أن یقول قبل طلوع الشمس عشر مرّات و قبل غروبها عشر مرّات : لا إلـه إلاّ اللّه وحده لاشریک له له الملک و له الحمد یحیی و یمیت و هو حیّ لایموت بیده الخیر و هو علی کلّ شیء قدیر;

 

اسماعیل بن فضل می گوید: از امام صادق(ع) در باره سخن خدای ـ عزّوجلّ ـ : «و سبّح بحمد ربّک قبل طلوع الشمس و قبل غروبها» سؤال کردم، پس فرمود: بر هر مسلمانی فریضه است که قبل از طلوع خورشید و قبل از غروب آن، ده مرتبه بگوید: «لا إلـه إلاّ اللّه وحده لاشریک له...»».(1)

 

26 - «عن زرارة عن أبی جعفر(ع)... قال: قلت له: «و أطراف النهار لعلّک ترضی» قال: یعنی تطوع بالنهار;

از زراره نقل شده که گفت به امام باقر(ع) عرض کردم: [این که خدا فرموده: «و سبّح»] «و أطراف النهار لعلّک ترضی» [مراد چیست ؟] فرمود: یعنی در روز، نماز مستحبی بخوان».(2)

 

27 - «عن النبی(ص) فی قوله: «و سبّح بحمد ربّک قبل طلوع الشمس و قبل غروبها» قال: «قبل طلوع الشمس» صلاة الصبح «و قبل غروبها» صلاة العصر;

از نبی اکرم(ص) روایت شده که در باره قول خدا: «و سبّح بحمد ربّک قبل طلوع الشمس و قبل غروبها» فرمود: قبل طلوع الشمس» [وقت] نماز صبح است و «قبل غروبها» [وقت] نماز عصر است».(3)



تاريخ : ۱۳٩۳/٧/٧ | ۱۱:۳٩ ‎ق.ظ | نویسنده : محمود - میم | نظرات ()
  • وبلاگ شخصی